فصل جدید
با شروع این هفته دیدم اتفاقات جدیدی تو خونه داره میافته :
یک برگ از تقویم کنده شد خیلی حیف شد اخه من اون عکسشو که سه تا بچه بودند خیلی دوست داشتم
لباسهای استین کوتاه وشلوارک هام تقریبا جمع شدند و لباسهای استین بلند وشلوارهای گرم اومدند رو
یکم هم فکر کنم مامانم یکجوری شده اخه دیروز رفت یک کتاب خوشگل اورد و شروع کرد به خوندن اما شعراش مثل کتابهای خودم نبود بعدا مامان گفت که عاشق این کتابه و خیلی از شعراشو هم از حفظه و بعد برای اینکه من از خماری در بیام گفتش که این دیوان حافظ هستش و اینطور که از شواهد بر میاد قراره هر روز ساعت حافظ خوانی داشته باشیم
اره انگار فصل عوض شده و فصلی که مامان عاشقش رسیده
وهمه این تحولات روی من به شکل زیر اثر کرد

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



فصل جدید
